محمدتقى نورى

499

اشرف التواريخ ( فارسي )

داد ، وى كه به دودانگه مشهور بود بسيار مورد عنايت فتحعلى شاه واقع شد ، چون پدرش ملاباشى بوده است . اما ظاهرا خودش « متانت و جوهر » نداشت . حتى به دليل شرب خمر محكوم به چوب خوردن هم شده است . « صدايش به قول عوام دو پوسته بود . زيروبم حرف مىزد و ريشش دراز بود » . نشاطى خان شعرى براى او گفته است : دودانگه دو صداى دورو دودل دو زبان * خداش كيش فلان ديد و ريش به همان داد حامد الگار ، دين و دولت در ايران ، ص 96 ؛ عضد الدوله ، تاريخ عضدى ، ص 84 و 85 . 158 . قزل آرواد . شهرى است در نزديكى خيوق يا خيوه در كنار جيحون . هنرى موزر ، سفرنامه تركستان و ايران ، ترجمه على مترجم ، به كوشش محمّد گلبن ، تهران : سحر ، 2536 ، ص 177 . 159 . از سرخس به سوى هرات 8 فرسخ فاصله دارد كه راه آن از يك دشت مىگذرد . اول بادغيس به چمن بيد معروف است و آب فراوان دارد . كلنل سى . ام . مك گرگر ، شرح سفرى به ايالت خراسان ، ج 2 ، ص 213 ؛ سه سفرنامه « سفرنامه مرو » ، ص 140 . 160 . شبرغان . شهرى در ولايت مزار شريف است و در قديم يكى از شهرهاى عمدهء جوزجان بوده است . غلامحسين مصاحب ، دايرة المعارف فارسى ، ج 3 . 161 . ختلان . از شهرهاى مشهور خراسان بزرگ در كنار رود آمويه بود . ابو القاسم طاهرى ، جغرافياى تاريخى خراسان از نظر جهانگردان ، تهران : شوراى مركزى جشن شاهنشاهى ايران ، 1348 ، ص 7 . 162 . تبادكان . نام يكى از دهستان‌هاى هفت‌گانه بخش حومهء وارداك شهرستان مشهد است . در شرق اين شهر در مسير كلات ، پيش از كنه گوشه . دهخدا ، لغت‌نامه ؛ مك گرگر ، شرح سفرى به ايالت خراسان ، ص 214 . 163 . بقره / 179 164 . ترغبه - ترقبه - طرقبه . امروزه به شكل طرقبه نوشته مىشود . در مرآة البلدان به